تبلیغات
الـــ♡یـــسا کلاب 
صفحه اصلی عناوین مطالب در خواست نویسندگی قوانین نویسندگی چت روم اپارات الیسا کلاب RSS

لینک دوستان
بلاخرهه گذاشتمم برین ادامه نظر بدینن هاا وگرنه دیگه....




دکتر :خانوم من واقعا متاسفم اما متوجه نمیشم شما کی رو میگین؟؟
جنی:خب معلومه فرانس یعنی اامم همون پسره که یک چاقو خرده بود بهش
دکتر:اهان شما اونو میگین خانوم اون اقا عملش تموم شد و حالا هم تو مراقبت های ویژست 
جنی:عمل چطور بود؟؟خوب میشه؟؟
دکتر:بستگی به تحملش داره هر کی تاحالا بود..
خیلی دومش بالاست انگار 4 چنگولی چسبیده به زندگی 
جنی با شنیدن این حرف خیلیی خوشحال شد 
بعد با خودش گفت:من باید به مامانش و باباش خبر بدم برای همین رفت و موبایل فرانس و برداشت و زنگ زد به مامانش و همه چیو گفت 
مامانش با فهمیدن این موضوع سریع به پدرش خبر داد وباهم رفتن بیمارستان
هوا بارونی بود خیلیی هوا سرد بود
بلاخره ساعت 6 مادر پدرش رسیدن 
وقتی رسیدن مادرش رفت از اقای دکتر پرسید پسرم چطوره و.. 
دکتر:من به اون خانومم گفتم باید ببینم دومشون چطوره 
بعد مادرش رفت پیش جنی و یکی زد تو دهنش و گفت:تو بت چه رویی اومدی اینجا پسرم الان به خاطر تو اینجا ست و حاش بدهه برو گمشو گمشوو بعد جنی رو حل داد بیرون از بیمارستان
جنی هم رفت تو حیاط و تو بارونا راه رفت و داشت گریه میکرد حالش خیلی بد بود تنها تو حیاط بود همه از بارون شدید رفته بودن داخل ولی اون نه با خودش میگفت:حق با مادر فرانسه مت برای همه دردسر درست میکنم من خیلیی بدممم خدا لعنتم کنه چرا هیچچ کس دوسم ندارهه چرا همه تزم متنفرن
 بعد افتاد روی زمین و دادد زد :اخهه چرااا انقدرر بدمممم پدرمم به خاطرر من مردد به خاطر من فرانس هم به خاطر من تو این حالههه چرا منننن چراا خداا چراا که یهو از حال رفت 
ولی کسی نفهمید چون هیچ کس بیرون نبود اون تا صبح تو حیاط زیر بارونا بود صبح وقتی پرستارا پیداش کردن حالش خیلیی بد بود 
از اون طرفم کریس به هوش اومد و دید که تو یک خونه خیلیی خوشگل رو به دریاست از جاش بلند شد رفت تو حال دید مایکل نشسته رو مبل
کریس:تووو مننن اینجاا چه اتفاقی افتادهه من چطور اومدم اینجا 
مایک:اهه تو بیدار شدی 
کریس:نه پ هنوز تو اون دنیام 
مایک:ببخشید کریس من اوردمت اینجا چوت باید با هم حرف میزدیم و مشکلاتمونو حر میکردیم 
کریس:تو با خودت چی فکر کردییی هااااا تو کی هستی 
مایک :من دوست پسرتم
کریس که دید مایک ول کن نیست دوید به سمت در اما دید در قفله برای همین گفت :بزار من برم 
مایک :امکان نداره تو اول باید منو ببخشی بعد
کریس :بزار من برم وگرنه ...
مایک:وگرنه چی هاا
کریس دید اونجا یک دستشویی هست رفت توش و درو قفل کرد و گشت دنبال قرص و پیدا کرد گلی قرص خورد داشت حالش بد میشد که مایک داشت سعی میکرد درو بشکنه اما..
از اون طرفم جنی حالش خیلی بدد بود پرستارا بردنش تو یک اتاق و بهش سرم وصل کردن جنی تو کل زمان بی هوشیش یک خواب میدید یک خواب بد توی یک جایی بود که هنش دور نا دور اتیش بود و پدرش و فرانش داشتن روی اتیش راه میرفتن و میگفتن:همس تقیر توهه تو مارو کشتی قاتللل قاتلللل
که یهو جنیبه هش اومد با خودش گفت :حتماا یک اتفاقی برای فرانس افتاده که من همچینن خوابی دیدم  برای همین از جتش بلند شد حالش خیلیی بدد بودد سرش گیج میرفت ولی با این وجود خودشو رسوند به ایسیو رفت تو و یک نفرو دید که روی سرش ملافه کشیدن و همون دستبندی که فرانس همیشه دستش بودو داشت گفت:نه اینن امکان نداره من یک قاتللمم من قاتلم مننن بعد پرستار اومد و گفت :واقعا متاسفم از بستگانتون بودش؟؟
جنی:ارهههه عشقمم بود جونمم بود تمام زندگیمم بودد بعد زد زیر گریه که ....




بسهه نظر بدین راستیی نسترن جون قسمتارو پشت سر هم نزار وگرنه وب میشه پر داستان همین نظرم بدینن



[ چهارشنبه 11 شهریور 1394 ] [ 08:35 ب.ظ ] [ زهــــ♡ــــرا ]
نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

الیسا کلاب وبیه گه دنبالش بودین
یک وب کامالا دخترانه و جذاب
پس مطالب قدیمیه بقیه وب هارو ول کنین و به اینجا یعنی الیسا کلاب بیاین
پشیمون نمیشین
اینجا جایی که همیشه اپدیته و هر وقت بیاین پره از مطالب جدیددد
با بیشترین بازدید و علاقه
پس بیاین
چون پشیمون نمیشین.
بله اینجا وبیه که دنبالش بودین مطمن باشین
اینجا وبیه که هر کس اومده با لبخند بیزون رفته
پس منتظر چی هستی فقط تایپ کن الیسا کلاب تا کلی مطالب جدید ببینی

و شعار این وب :ما دختریم ما میبریم

بامدیریت:زهرا
و دست راست مدیر:اذین

Alisaclub.mihanblog.com





´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´
´´´´´´¶¶´´´´¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶´¶¶¶¶´´
´´´´´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶´¶¶´´´´¶´
´´´´´´¶´´´´´´´´´´¶´¶¶¶¶¶¶´´´¶´
´´´´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶¶´
´´´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´
´´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶´´
´¶¶¶´´´´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´´¶´´
´´´¶´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´¶´´
´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶´´´´¶´´
´´¶¶¶´´´´´´´´´¶¶¶´´´´¶¶´´´¶¶´´
´´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´
´´´´´´´¶¶¶´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´´´
´´´¶¶¶¶¶´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´
´´´¶´´´´¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶¶´´´¶´´´´´
´´´¶´´´´¶¶¶´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´¶¶¶´´´´
´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶¶´´´¶¶´´
´´¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´¶´´
´¶´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´¶´´
´´¶´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´¶´´
´´¶¶´´´´´´´¶¶´´´´¶¶´´´´´´¶¶´´´
´´´´¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´´´



▒)(▒)_______███☼███____(▒)(▒)
(▒)(█)(▒)__ ███_☼██████
_(▒)(▒)___██____████████
_________██____███▒▒▄▒▒....
__________██____█▒▒▒▒▒▒...
___________██____ █▒▒▒♥___(▒)(▒)
____________██_____▒▒____(▒)(█)(▒)
__________ __██____▒▒______(▒(▒)
_____________██__▓▓▒▓_______█
________██__██ ▓▓▓▒▒▒▓____█
_(▒)(▒)___███_ ▓▓_▓▓▓▓▓___█
(▒)(█)(▒)______▓▓__▓▓▓▓▓___█
_(▒)(▒)_____ _▓▓__▓▓▓▓▓___█___█
___________ ▓▓___▓▓▓▓_▓___█_█
__________ ▓▓___▓▓▓▓__▓▓__█
_________ ▓▓___███☼█__▓▓__█
___♥▒▒♥▒♥▒♥▒♥▒♥▒♥▒♥ __▓▓_█
___ ♥▒♥▒▒♥▒♥▒♥▒♥▒▒♥▒♥__▒▒▒
____ ♥▒♥▒▒♥▒♥▒♥▒▒♥▒▒♥▒____█
______ ♥▒▒♥▒♥▒♥▒♥▒♥▒▒♥▒♥__█
________♥▒▒♥▒▒♥▒♥▒▒♥▒▒♥▒♥
___________♥▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒
_______________▓▓_▓▓
_(▒)(▒)_________▓▓_▓▓
(▒)(█)(▒)_______▓▓_▓▓
_(▒)(▒)_________▓▓_▓▓
_______________▓▓_▓▓
_______________▓▓▓▓
_______________▓▓▓
______█████████
________██____██




آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک